علیرضا خلیلی:هرکسی که می خواهد کارخانه تولیدی احداث کند قبل از اینکه جواز فعالیتش از سوی نهادهای مربوطه صادر شود، بایستی برای مشورت و تایید صلاحیت به انجمن های فعال در آن حوزه هدایت شود.

به گزارش پترون، پتروشیمی صنعت قدیمی در ایران است و همزمان با احداث نخستین پتروشمی در ایران واحدهای فرآوری شکل گرفته است.در این مدت تولیدکننده ها از روش های مختلف مواد اولیه خطوط تولیدخود را تامین می کردند و اخیرا بان موضوع به یکی از چالش های بزرگ این صنعت تبدیل شده اس به طوری که موجودیت واحدهای تولیدی را تهدید می کند.

علیرضا خلیلی مدیرعامل گرانول رباط از همان بچگی به واسطه شغل خانوادگی با مقوله تولید درگیر بوده است.در ادامه گفتگوی پترون با این تولیدکننده قدیمی را میخوانید

پترون:از چه زمانی در این صنعت فعال شدید؟

تقریبا کمی بعد از اینکه به دنیا اومم.شرکت ما بله یک شرکت خانوادگی است.خانواده من بالغ بر ۵۰ سال در صنایع پایین دستی پتروشیمی فعال بوده اس

پترون:شما چه محصولاتی تولید می کنید؟

گرانول PVC تولید می کنیم

پترون:از آغاز فعالیت مواد اولیه خود را چگونه تامین می کردید؟

بخشی از مواد اولیه خطوط تولید را از ایتالیا وارد می کردیم اما اکثر ماشین آلات وارداتی بود.آن زمان ۳۰درصد مواد اولیه وارد میشد اما اکنون به کمتر از ۵ درصد کاهش یافته است.ما از کیفیت مواد پتروشیمی ایرانی راضی هستیم اما از منش فروش راضی نیستیم.

 

پترون:چه عاملی باعث این نارضایتی شده است؟

معمولا باید مشتری مهم باشد ولی خواسته های مصرف کننده  پایین دستی در نزد مجتمع های بالادستی بی ارزش است. ولی مشتری های ما مهم هستند.تولیدکننده پایین دستی خواسته هایی دارد که خرید اعتباری و تحویل به موقع مواد اولیه بخشی از آن هاست.اما مهمترین خواسته ما اعتبار بخشیدن به تولیدکنندههای واقعی است. چه در بورس و چه در بازار آزاد، مواد اولیه باید به مشتری واقعی فروخته شود.امروز شاید افرادی که پول کلانی دارند، مشتری واقعی دیده شوند اما باید بررسی شود این محصول پس از خریداری در کجا مصرف می شود؟

پتروشیمی ها به عنوان صنایع بالا دست و ما به عنوان صنایع پایین دست هر کدام توانمندی هایی داریم اما به نظر من پتروشیمی باید با یک مدیریت  سازنده در بازار موج ایجاد نکند.شما اگر تولیدکننده واقعی باشید، هیچ وقت نمیتوانید از این راه پولدار شوید چون همیشه مجبورید خودتان را با فناوریهای جدید بروز کنید.سرمایه دار هم باید سود ببرد ولی در چارچوب، نه اینکه تولید کننده را در فشار بگذارد. من نمی گویم پتروشیمی پولش را در اختیار کسی بگذارد ولی حداقل درست عمل کند.ن

باید فقط پتروشیمی ها از حمایت های دولتی برخورد باشند و همه فشارها به ما وارد شود.ما همه مثل آب هستیم و راه خود را پیدا می کنیم.اگر مسیر آب را ببندی در نهایت خاک زیر پایت را می شوید و به یک باره میبینی کل ساختارت را به پایین می کشد.

پترون:چه عاملی سبب می شود سود شما تنها ۳درصد باشد؟

حتی واحدهای زیرپله ای به مواد اولیه دسترسی داشته و می توانند با کمترین هزینه محصولاتشان را تولید کنند. ما یک ملکی را خریدیم، برای گرفتن جواز از یک سری چارچوب ها عبور کردیم، در آن زمین سوله احداث کردیم، از شهرداری برای آن پایان کار گرفتیم، تجهیزات و ماشین آلات برای آن خریدیم تا سر پا شده ومالیات دادیم.

خود این شهرداری که می گویم معادل تمام مراحل قبلی است.من امروز میخواهم  خط تولید جدید وارد کنم و ۷۰ نفر نیروی جدید را استخدام کنم.هزینه ای که باید برای این فضابه شهرداری بپردازم ۲ برابر هزینه خریداری تجهیزات جدید است و برای همین عطای احداث خط جدید را به لقایش می بخشم.استدلال شهرداری این است که شما زمینی را مسقف می کنیم و ارزشمند می شود.دید شهرداری نسبت به همه دید تجاری است و فکر می کند من دارم سقف می زنم که به فروش برسانم ولی نمی داند که من سوله می زنم تا با احداث خط تولید جدید هم سود ببرم و هم سود برسانم و تا تعدادی از جوان های بیکار کم شود.

شهرک های صنعتی این مشکل را تا حد زیادی مرتفع کرده است ولی فضا نمی دهند. امروز میخواهم کارخانه ام را به شهرک صنعتی منتقل کنم ولی جایی را به من پیشنهاد می کنند که ۵۰کیلومتر با مکان فعلی فاصله دارد.باز باید کارگرها را اخراج کنم و در آنجا کارگران جدیدی را استخدام کنم و به دنبال مشتری های جدید باشم.

دیده می شود فردی بی سر و صدا با یک دستگاه که از نظرما مقیاس آزمایشگاهی محسوب می شود، موادی رو که ما تولید می کنیم، با یک نفر پرنسل و بدون ایمنی با برق خانگی حتی با کیفیت پایین تر به صورت محدود تولید می کند و ولی به راحتی بازار را بهم می ریزد.

اینکه یک نفر بتواند با کمترین هزینه یک سیستم تولیدی راه ببیندازد بسیار عالی است اما اینکه بتواند بازار را بهم بریزد اصلا خوب نیست.هرکسی هزینه ای دارد مطممئنا مشتری فقط قیمت آن تولید کننده زیرپله ای را می شنود ولی اگر از او بخواهد روزی یک تن بار بدهد او شاید در ۱۰ روز بتواند تحویل بدهد ولی ما میتوانیم روزانه ۳۰ تن محصول تولید بکنیم.این اقدام زیرپله ای ها فقط موج قیمتی ایجاد می کند و کیفیت به حاشیه رانده شده است.

تولید کننده های زیرپله ای به تدریج تولیدکننده های بزرگ را به نابودی می کشانند که منشا این اتفاق در دسترس بودن مواد اولیه است. کسانی که مواد اولیه می خرند باید شناسایی شوند یا اینکه ما نیزبه هیچ جا تعهدی نداشته باشیم. ما هم این توان را داریم که به جای اینکه یک واحد صنعتی بزرگ،  ۳۰ واحد خانگی راه بیندازیم. هم راحت تر است و هم هزنیه کمتری دارد.

یکی از این واحد های زیرپله ای به یکی از مشتری های ما قیمت داده بود. آدرسش را گرفتم و به آنجا رفتم. برای رسیدن به دستگاه تولید از بخش کلر گاوداری عبور کردم .بخشی از سوله یونجه را جدا و به این کار اختصاص داده بودند. یک خانواده افغان با دستمزد ماهیانه یک میلیون تومان روی این دستگاه کار می کردند. پر خانواده تولید میکرد، مادر در وانت نیسان بارگیری می کرد، بچه هم محیط اطراف را تمیز می کرد.با ماهی یک میلیون تومان دستمزد در مقیاس کوچیک قیمتی را اعلام میکرد که منطقی بود ولی رقابت را برای ما سخت میکرد.

پترون:تسهیلات بانکی را چطور میبینید؟

صفر! پیش شرط بانک ها برای دریافت تسهیلات این است که هرچقدر وام میخواهید به همان اندازه ۶ ماهه در بانک ما سپرده گذاری کنید. من چرا باید چنین کار بکنم؟ من اگر مثلا با پول امروز ۲۰۰ میلیون تومن پول لازم دارم چرا باید ۲۰۰ میلیون تومان ۶ ماه پولم را سپرده کنم و  بعدا ۴۰۰ میلیون تومان بگیرم و آن ۲۰۰ میلیون را ۵۰۰ میلیون تومان به بانک پس بدهم؟

با همون ۲۰۰ میلیون تومان می توانم یک اثری ایجاد کنم که منفعتی حاصل شود.

پترون:ارزیابی شما از بازارهای صادراتی چیست؟

صادرات در شرایط فعلی به شکل حرفه ای و کیفیت محور نیست بلکه براساس رقابت قیمتی انجام می شود و همکاران ما از روی اجبار دست به چنین کاری زده اند.هر محصولی با هر کیفیت و قیمتی خواسته شود تامین می کنند.به نظر من وقتی جنس بی کیفیتی را صادر کنیم این رویه ادامه دار نخواهد بود چون بلندمدت نیست و ما واردش نشدیم .بازار صادراتی،  بازار خوبی است ولی رقابت منفی انجام می شود سازنده نیست .دولت باید با نگاه حمایتی وارد فرآیند صادرات شده و برای تولیدکننده ها نقش مدیریت صادرات ایفا کند.

من یک تولیدکننده ام.اگر صادرات چی بودم میگفتم صادرکننده ام.یک تولیدکننده همیشه برمبنای داراییش در تنگ دستی زندگی می کند..امروز اگر یک تولیدکننده سرمایه، ملک و همه چیزش را بفروشد مثلا  ۱۵ میلیارد تومان نقدینگی دارد اما هیمشه این آدم  در شرایطی زندگی می کند که یک بازاری با ۲۰۰ میلیون تومان در آن وضعیت قرارداد.

این فرهنگ تولید کننده است وهمیشه باید برای رفع نیاز مصرف کننده بروز باشد و بهای بالایی برای تکنولوژی های جدید بپردازد.کارگر شریک تولیدکننده است و هم پای اون زحمت می کشد.من سرمایه می گذارم و او کار میکند پس باید در منافع نیز شرک باشد.

پتروشیمی هم یک تولیدکننده است اما در مقیاس بزرگتر از ما. آن ها هم زخم ها و دردهای خودشان را دارند.«کُلُکُّم راعٍ و کُلُکُّم مَسؤولٌ عَن رَعِیَتِهِ» همه به نسبتا اندازه خود مسئولیم. بالغ بر ۳۵ هزار واحد صنعتی کوچک و بزرگ فعال یا تعطیل شده در صنعت پایین دستی پتروشیمی وجود دارد اما ما چند واحد پتروشیمی داریم؟پس من در مقابل کارگران، کارمندان و مشتری های خود مسئولم.مجتمع های پتروشیمی نیز در مقابل کارمندان و مشتری های خود مسئول هستند و مشکلاتشان نیز بزرگتر است.جامعه محل تعامل و رفع نیازهای متقابل است اگر قرار باشد هرکسی تمام نیازهای خودش را مرتفع کند دیگر اسم آن نهاد جامعه نیست.

هرکسی که می خواهد کارخانه تولیدی احداث کند قبل از اینکه جواز فعالیتش از سوی نهادهای مربوطه صادر شود، بایستی برای مشورت و تایید صلاحیت به انجمن های فعال در آن حوزه هدایت شود.

من فکر میکنم نقش آفرینی تشکل ها ضعیف است.یعنی انجمن ها این قدرت را ندارند که به دولت بگویند که این تولیدکننده کیست و از کجا آمده ؟من تولیدکننده ریسک کردم و سرمایه ام را در این راه گذاشتم گذاشتم، حتی خرید و فروش های من با ریسک همراه است .ولی دولت از تشکل ها و انجامن ها به عنوان بازوی اجرایی حمایت کند. اگر من اگر اضافه هستم و اشتباه عمل می کنم، یا حذفم کند یا مدیریتم کند.

پترون:نظر نظر شما سیستم مالیاتی کشور فعلی کشور به درستی عمل می کند؟

اداره دارایی دستورالعملی دارد که آن بر مبنای یک استدلال  نوشته شده است که مثلا صنف ما  باید در ۱۲.۵ درصد فرآیند تولیدش سود ببرد و برمبنای آن برای من مالیات تعیین می کنند.اگر من بخواهم مواد اولیه خودم را از بورس بخرم بسیار راضیم که مالیاتم را به صورت دقیق بپردازم ولی وقتی سود من هیچ وقت به ۳ تا ۳ و نیم درصد نمی رسد چاره ای ندارم که از بازار آزاد مواد اولیه بخرم.موضوع سرپا ماندن است!

کارگری که دارم که ۲۰ سال از عمر خودش را پای دستگاه های کارخانه ما گذرانده.من نمی توانم به او بگویم با اینکه ۲۰ سال از بهترین دورانت را صرف اینجا کردی چون دولت نمی خواهد صدای ما را بشوند و به سختی سرپا هستیم برو به سلامت!

مالیات یک وظیفه ملی است و باید پرداخت شود.راه آسفالت تا مقابل کارخانه من کشیده شده است، برق بالای سرم روشن است و در طول ماه خاموشی ندارم و منطقه فعالیتم امن است .من بابت این امکانات و امنیت ممنونم و مالیاتش را میپردازم اما من حمایت های بعدیش را نیاز دارم.اداره مالیات نباید با چشمی بسته به من بگوید فلان قدر درآمد داری.اگر توان محاسبه دقیق ندارد یک نماینده در شرکت من مستقر کند و من حتی حقوقش را می دهم تا عملکرد واقعی من رصد شود.اگر نمی تواند چنین کاری کند فشار مضاعف به ما وارد نکند.

ما نمی توانیم ارزش افزوده را از مشتری های خود بگیریم.اصلا نمی توانیم چنین رقم بزرگی را به شکل رسمی اخد کنیم. به نظرم دولت در گام نخست بایستی این فرهنگ را میان مصرف کنندگان جا بیندازد که اگر در هنگام خرید ارزش افزوده نگرفتندُ نخرید در گام دوم به من دیکته کند که مالیات ارزش افزوده ات را پرداخت کن من تولیدکننده که مهره دولت نیستم که برایش ارزش افزوده بگیرم باید فضای لازم رو ایجاد کند و سپس از تولیدکننده ها بخواهد مالیات ارزش افزوده بگیرند.

هر روز قوانین مالیاتی سخت تر و عرصه بر تولیدکننده تنگ تر می شود و در نهایت مردم راهی برای فرار از آن می یابند در صورتی که با هزینه ای اندک می توانند فرهنگ پرداخت مالیات ارزش افزوده را در میان مردم نهادینه کنند