اورامان که در زبان کردی «هورامان» تلفظ می‌شود، منطقه‌ای کوهستانی در استان کردستان و هم‎مرز با عراق بوده که به دلیل شرایط جغرافیایی، گاز؛ پله پله به آن رسیده است!

به گزارش پترون، از سنندج تا اورامان، فاصله ای ١٧٠ کیلومتری را طی می‌کنیم و با عبور از گردنه برف گیر ژالانه که این روزها شاهد بارش بیش از ٢ متر برف است و گذر از جاده شهدای دزلی به منطقه اورامان می‌رسیم. مسیری که دارای دره‌های پر پیچ و خم و عمیق بوده و گاز به عنوان عاملی برای رفاه به این منطقه سخت گذر رسیده است؛ اما با چه دشواری بماند!

گاز با عبور از دره‌های عمیق و کوهستانی به منطقه‌ای رسیده است که تاریخش به دوران ساسانیان باز می‌گردد و در میان اهل سنت اعتبار خاصی دارد، شهری که در دامنه کوه‌های تخت و با شیب‌های تند بنا شده است این روزها دیگر راحت تر از گذشته از سرما یاد می‌کند.

معماری اورامانات کاملا با کوهستان انطباق دارد و مردان جزیره گاز نیز برای انتقال این عصاره حیات، خطوط لوله را با محیط وفق داده و لوله‌های گاز را در مسیر پر پیچ و خم اجرا کرده‎اند تا اورامان به عنوان آخرین شهر فاقد گاز استان کردستان، از این سوخت پاک بهره‌مند شود.

خانه‌ها در اورامان با توجه به شیب تند و دامنه‌های صخره‌ای به صورت پلکانی ساخته شده ‎اند و همین موضوع گازرسانی به این منطقه را با دشواری خاصی روبه‎رو کرده است. به دلیل معماری خاص این منطقه، حیاط هر خانه، بام خانه‌اى دیگر است و  این منطقه را «هزار ماسوله کردستان» نیز می‌نامند.

جغرافیای منطقه، جهادگران صنعت گاز را بر آن داشته است هرچند با سختی فراوان، اما تمام تلاش خود را به کار گیرند تا بدون تغییر در معماری خاص این منطقه، گاز را به همه بخش‌های آن برسانند. در این مسیر، عبور دادن خط انتقال گاز از مسیر پر پیچ و خم و گذر از رودهای طول مسیر نیز شرایط خاصی داشت که با به کارگیری روش‌های جدید و تحمل سختی فراوان امکان‎پذیر شد.

عملیات گازرسانی به اورامان آن‎چنان دشوار بوده است که حمیدرضا عراقی، معاون وزیر نفت و مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران درباره آن می‌گوید: «عملیات گازرسانی به شهر اورامان به عنوان یک الگوی کار در شرایط سخت ثبت می‌شود».

گازرسانی به اورامان محقق نمی‌شد مگر با همکاری شبانه روزی کارکنان توانمند صنعت گاز و در این میان تیم جوشکاری در کنار دیگر بخش‌ها تلاش داشته است تا در نبردی میان الکترود و آهن، تکه تکه، زنجیره لوله‌ها را به هم متصل کند و گاز را که به نوعی عنصر حیات این روزهای همه مناطق به ویژه بخش‌های سردسیر کشور است به اورامان نیز برسانند.

نوازش الکترود روی آهن و تزریق احساس از طریق دستان جوشکار، نوعی انرژی ایجاد می‌کند که لوله‌ها به هم متصل شوند و گاز در مسیر رسیدن به منازل مردمان ایران زمین در منطقه اورامان قرار گیرد.

حریف آهن، تنها آتش و مهر است! الکترود به تنهایی حریف آهن نمی‌شود و جوشکار با سوزاندن آن و اضافه کردن چاشنی نوازش و مهر، لوله را نرم می‌کند تا مسیر انتقال سوخت گرمابخش منازل مردم هموارتر شود.

الکترود که می‌سوزد؛ نور، دود و گرمایی برپا می کند که ثمره آن تکمیل چرخه گازرسانی است و در این فرآیند قطره‌های اشک از چشمان جوشکار می‌ریزد که مشخص نیست اشک شوق است یا عوارض جوشکاری! به گمانم خوشحالی بابت آب مروارید است که در اثر فعالیت مداوم جوشکاری در سال‌های بعد میهمان چشمانش خواهد شد و فروش این مرواریدها می‌تواند مرهمی بر روزهای سختش باشد!

از مروارید که بگذریم، دودی که در فرآیند نرم کردن آهن برپا می‌شود، مجموعه‎ای از مواد سمی دارد که با ورود به ریه جوشکار سبب سرفه و نارسایی تنفسی آن می‌شود و در بلندمدت، عوارض «تب دود جوش» شامل لرز، تشنگی، درد عضلانی، درد سینه، سرفه، خس خس سینه، خستگی، تهوع و طعم فلزی در دهان به سراغ جوشکار می‌آید.

از طرفی، بر سر گذاشتن کلاه و ماسک جوشکاری در شرایط عادی بسیار دشوار است اما ناگزیر در هر شرایط آب و هوایی برای دور ماندن از گزند دود و اشعه باید آن را بر سر خود قرار دهد. قرار دادن حفاظ بر سر جوشکار آن هم در یک روز گرم که آفتاب قدرتش را به رخ می‌کشاند، گرمای محیط و لوله را دوچندان و تنفس را دشوار می‌کند.

جوشکاری به هیچ وجه نباید تعطیل شود و با وجود سختی بالای کار، نبرد الکترود و آهن ادامه دارد. جوشکار با دستمالی که محافظ گرماست، عرق پیشانی را پاک می‌کند و با مشقت فراوان دستگاه جوش را به بخشی دیگر می‌کشاند تا دریچه ای دیگر بسته و گاز مرحله به مرحله به محل تعریف شده نزدیک تر شود.

به دوش کشیدن دستگاه جوشکاری از یک طرف و قدم برداشتن با آن کفش‌های سنگین صنعتی که خود در این محیط قصه‌ای دیگر دارد، از سوی دیگر طاقت او را طاق می‌کند. از اینها که بگذریم، جوشکار، سنگینی تجهیزات و لباس را می‌تواند تحمل کند اما حس دوری از خانواده را چه کند! دوری از خانواده و بزرگ شدن فرزندی که شاید هرگز متوجه بزرگ شدنش نشده است؛ دوری‌ای که سبب شده است با هر بار دیدن دوبارشان روی از شرمساری بپوشاند.

اما نه! خانواده به او و تلاشی که برای آب و خاک میهن کرده، افتخار می‌کند و دعای خیر میلیون‌ها ایرانی به دلیل ایجاد شرایطی که منازلشان بدون دغدغه گرم شود، پشت سرش است. اگرچه این روزها به مدد توسعه شبکه‌های مجازی دیدن از راه دور نیز میسر شده اما هنوز نوازش پدرانه با هیچ شبکه‎ای جایگزین نمی‌شود و حس در آغوش کشیدن فرزند از سوی پدر را نمی‌توان از راه دور انتقال داد.

بار دیگر نبرد الکترود و آهن آغاز می‌شود و زبانه‌های آتش از هر سو خودنمایی می‌کند. جرقه‌ها به این سو و آن سو پرتاب می‌شوند و حفره‌ای بسته می‌شود. خورشید روی صورت جوشکار خودنمایی می‌کند و قدرت خود را با سوزاندن پوست او به رخ می‌کشد.

از دود و نور که بگذریم، جوشکار برای اتصال همه بخش‌های لوله، خود را در شرایطی قرار می‌دهد که همه مفاصلش به حرف می‌آید و تداوم این روند، ضایعات مفصلی و درد را میهمان همیشگی تنش می‌کند. تکرار این فرآیند در دراز مدت سبب ایجاد دردهای شدید، انقباض عضلات کنار مهره‌ای، دردهای منطقه بین فقرات گردن و پشت کمر و تغییر شکل ستون فقرات می‌شود.

پازل خط لوله با مذاب شدن آهن یک گام به جلو می‌رود و این جرقه‌ها سبب ایجاد سوختگی دستان جوشکار می‌شوند و او در کنار گرما و سرمای محیط باید داغی الکترود را نیز به جان بخرد.

چین و چروک پیشانی جوشکار و سرخی گونه‌هایش گویای فعالیت سخت این حرفه است و در گذر زمان بر عمق چین و چروک‌ها افزوده می‌شود. هر چین و چروک نشانگر تحمل سختی کار و دوری از خانواده است که تنها با هدف رفاه و آسایش مردم بر چهره اش نقش بسته است.

تکمیل و ساخت خط لوله مراحل فراوانی دارد و برای تحقق آن افراد و حرفه‌های بسیاری دست به دست هم می‌دهند و با تحمیل سختی این راه، در مسیر آبادانی کشور گام بر می‌دارند.

گازرسانی به اورامان به عنوان آخرین شهر فاقد گاز استان کردستان را می‌توان یکی از طرح‌هایی برشمرد که برای تحقق آن تلاش بسیاری انجام شده است.

اینک پس از گذشت بیش از یک‌سال از افتتاح پروژه گازرسانی به اورامان، شرایط زندگی مردمان این منطقه دچار تغییرات چشمگیر شده و گاز با خود آسایش و رفاه به این منطقه آورده است و دیگر از «ننه سرما» به نیکی یاد می‌شود و لحظه شماری برای دیدن «عمو نوروز» کمتر شده است.

گاز که این روزها سبب محرومیت زدایی از بسیاری از روستاها شده است شرایطی فراهم کرده تا کپسول گاز از روی دوش بیش از یک‌هزار و ٣٠٠ خانوار اورامان نیز برداشته و این سوخت پاک بدون دغدغه میهمان خانه آن‌ها شود.

به گزارش مشعل، با ورود گاز به این منطقه، مصرف فرآورده‌های نفتی که در سال‌های گذشته تنها سوخت موجود منطقه به شمار می‌آمد نیز شاهد کاهش چشمگیری بوده و از طرفی، از قطع درختان نیز جلوگیری شده است.

مردان بی ادعای صنعت گاز، در طول بیش از نیم قرن فعالیت خود شاهد ثبت رکوردهای قابل وصفی بوده اند که با دلگرمی مردمان ایران زمین و با گرمابخشی به منازل، این مسیر تداوم خواهد داشت.

در این مسیر پارسال، گازرسانی به پنج هزار روستا کلید خورد و در همان سال، شعله گاز در بیش از سه هزار روستا روشن شد. براساس برنامه‌های تعریف شده، تا پیش از پایان فعالیت دولت یازدهم، روزانه به ١۵ روستا گازرسانی می‌شود و این مسیر تا برخورداری تمام شهرها و روستاهای فاقد گاز کشور ادامه خواهد داشت و مردان جزیره گاز برای گرمابخشی به منازل مردمان ایران زمین و محرومیت زدایی که از اولویت‌های نظام به شمار می‌آید با یکدیگر هم قسم شده‌اند.

منلع : شانا