مسئولان شرکت ملی صنایع پتروشیمی از نیاز ۵۵ میلیارد دلاری این صنعت تا ۱۰ سال آینده گفته اند و درعین حال تاکید کرده اند که این میزان سرمایه می بایست برای توسعه این صنعت جذب گردد. اما دراین بین بسیاری از کارشناسان نسبت به سازوکار جذب این سرمایه ابراز نگرانی می‌کنند.

 

به گزارش پترون، مسئولان شرکت ملی صنایع پتروشیمی از نیاز ۵۵ میلیارد دلاری این صنعت تا ۱۰ سال آینده گفته اند و درعین حال تاکید کرده اند که این میزان سرمایه می بایست برای توسعه این صنعت جذب شود اما دراین بین بسیاری از کارشناسان نسبت به سازوکار جذب این سرمایه ابراز نگرانی می‌کنند.
در حال حاضر شرکت های خارجی مایل به آغاز همکاری مجدد با ایران طبق روند گذشته، مذاکرات خود برای حضور در پتروشیمی ایران را از ساختمان شرکت ملی صنایع پتروشیمی و مذاکره با مدیران آن شرکت آغاز می‌کنند. اما مسئولین این شرکت  هم تکلیف خود را بدرستی نمی دانند زیرا عملا بر روی شرکت های خصوصی شده توان اعمال مدیریت کامل ندارند ولی در عین حال تلاش جدی دارند که همچنان خود را متولی اصلی و تصمیم گیرنده نهائی برنامه های کلان این صنعت نشان دهند.
طی سالهای گذشته با اعمال خصوصی سازی در صنعت پتروشیمی، تغییرات گسترده ای دراین صنعت بوقوع پیوسته اما این تغییرات همراه با دگرگونی در قوانین  و روش های سنتی مسوولان دولتی فعال در این صنعت نبوده است. به نحویکه در حال حاضر در بسیاری از بخش های صنعت پتروشیمی ایجاد ارتباط میان بخش خصوصی و دولتی کمی دشوار شده است.
بررسی اجمالی برنامه کشورهای همسایه حاشیه خلیج فارس حکایت از آن دارد که کاهش قیمت نفت،تحولات صورت گرفته تحت عنوان بهار عربی و دیگر شرایط سیاسی منطقه و جهان هیچ یک برنامه های آنان برای توسعه صنعت پتروشیمی را تحت الشعاع قرار نداده است.
 با توجه به این موضوع که می تواند مهم ترین تهدید برای پتروشیمی کشورمان محسوب شود، باید دید برنامه های مصوب ما چگونه بوده و قرار است چه سرنوشتی داشته باشند؟
وقتی کشورهای عربی در مقابل اظهار نظر وزیر نفت برای افزایش ۱ میلیون بشکه ای نفت و قانع کردن اوپک به عدم کاهش تولید به شدت موضع می گیرند می توان پیش بینی کرد در مقابل افزایش تولید پتروشیمی و جلوگیری از حضور در بازارهای جهانی به هر اقدامی دست خواهند زد. بر این اساس لازم است با یک بررسی آسیب شناسانه نقاط ضعف و در اصطلاح پاشنه های آشیل پتروشیمی در داخل کشور را شناسائی کرده، به رفع و درمان آنها بپردازیم.
پتروشیمی سازمانی تولید محور است( هرچند در کنار آن همواره سازمانی توسعه محور نیز بوده است). مدیران تولید پتروشیمی از سال های گذشته همیشه مردانی اهل کار و تولید و بدون حاشیه ای بوده اند. اما پتروشیمی طی نیم قرن گذشته همیشه چیزی معادل ۳۰ درصد از ظرفیت تولیدش خالی بوده است. به عبارت دیگر هرچه در این سال ها سرمایه گذاری کرده، معادل یک سومش بازگشت نداشته است. هیچ کس بابت این ضرر و زیان مورد مواخذه قرار نگرفته و هرچه مطرح شده بهانه، دلیل و استدلال برای توجیه نقصی بوده که عاملش را باید در عدم مدیریت صحیح بدانیم.
 نکته مهم تر از آن نوع رابطه منعقده میان مجتمع های پتروشیمی برای دریافت یا تحویل خوراک بین مجتمعی بوده است. در سال های قبل از خصوصی سازی تولید برخی شرکت های پتروشیمی توجیه اقتصادی نداشت و مدیران ارشد چون صاحب همه واحدها محسوب می شدند با انواع احکام صادره به نوعی قضایا را رفع و رجوع می کردند تا نه سیخ بسوزد و نه کباب.
به این صورت که به شرکتی حکم می کردند محصول تولیدی خود را به عنوان خوراک به مجتمع مجاور با نرخی کمتر از قیمت بازار بدهد تا زیان آور بودن مجتمع همسایه روشن نشود و البته بحث حسابرسی و مجمع های عمومی سالیانه هم کمترین دغدغه ای به همراه نداشتند چون شرکت ها دولتی بوده، همه را به نوعی رفع و رجوع کرده، برای قانونی نشان دادن کارها قراردادهایی هم میان شرکت ها بسته می شد.
ایراد اساسی در این بخش و شاید به عدم مدیریت صحیح مدیران تولید پتروشیمی این است که در زمان واگذاری در این بخش دقت عمل لازم را از خود نشان ندادند و امروز تبعات آن را شرکت هائی می بینند که هر یک به سازمان جداگانه ای واگذار شده و نرخ های منعقده خوراک برایشان معضلی است که سال هاست با آن درگیرند. شاید اینگونه گفته شود که واگذاری های آن سال ها شرایطی داشت که بعید بود آنان بتوانند از اجرای آن جلوگیری کنند ولی یقینا می توانستند چنین معضلاتی را اصلاح کرده، سپس برنامه خصوصی سازی را اجرا کنند.
باید قبول کرد که شکل و نحوه مدیریت پتروشیمی ایران طی ده سال گذشته تغییرات گسترده ای داشته و این تغییرات الزامات و پیامدهائی برای راهبری آینده این صنعت به وجود آورده است. بی شک به موازات تغییرات صورت گرفته، تحولات اجتماعی به ویژه در مناطق عملیاتی پتروشیمی نیز افزایش چشمگیری پیدا کرده، مسائل و مشکلات و به تبع آن انتظارات موجود در آنجا نیز پیچیده تر شده است. لذا راهبری چنین برنامه هائی نیازمند تفکر سیستمی جدیدتر، انعطاف پذیرتر و در عین حال متفاوت از دیدگاه گذشته دولتی مدار است.
مسئولین ارشد نفت و پتروشیمی باید به این راهکار برسند که آیا ضرورت عمل بر مبنای این تغییر نگرش را برای توسعه این صنعت در دوران پسا برجام باور دارند یا نه؟ و اگر جواب مثبت است نقشه راه آنان چیست؟
منبع : پارسینه
انتهای پیام/س