پترون: احمدعلی ساعت نیا ژورنالیست کهنه کار صنعت پلاستیک در یادداشتی برای پترون اینچنین نوشت:

 

در واکنش به گفتار مهندس نعمت زاده مبنی بر تعامل با تشکل ها:

“جناب نعمت زاده حتما این قصه را می دانید. “یک روز مادری فرزند دلبندش را می سپارد به یک لله و می رود بیرون. به محض رقتن مادر، بچه شروع می کند بغض کردن و ارام ارام گریستن. لله ی مهربان تر از مادر (مثلا) بچه را در آغوش می گیرد تا او را ساکت کند. بچه میزند زیر شیون و وایلا و گریه ای می کند که صدتا منزل آن طرف تر از صدای گریه بچه می ایند دم منزل و لله ی بنده ی خدا هم هرچه تلاش می کند، شیون بچه بالاتر می رود. زنی سالخورده و عاقل، می رود در گوش لله می گوید که این بچه از خود تو می ترسد. بگذارش زمین تا آرام شود. لله حرف گوش می کند، بچه را می گذارد پایین و اندکی بعد بچه آرام میشود.”

برادر عزیز این روایت را در همان شبی که شما افتخار دادید و به نخستین مراسم ماهنامه صنایع پلاستیک آمدید، گفتم و شما هم احتمالا آن را یک طنز برای برنامه پر کنی تلقی کردید. حالا هم عرض می کنم که برادر گرامی، شما این بخش صنعت را رها کنید، به خدا مدیران تشکل هایش کاملا هشیارند چگونه عمل کنند تا صادراتشان جهانگیر شود.

 

9361-85321-1-AAS01

جهت دیدن با کیفیت عکسها روی آن کلیک کنید.

کافیست که شما اینها را بگذارید زمین و رهایشان کنید، تا آرام بگیرند. اگر تشکل ها اینهمه توانمند هستند، چرا ۶ ماه تمام به درخواست هیچکدامشان پاسخ ندادید برای یک ملاقات کوتاه؟ چرا حتی تماس های بهترین دوستان صنعتی خود را هم بی پاسخ گذاشتید؟ چرا حتی نه یک نامه شان را خواندید و نه واکنشی نشان دادید؟ چرا به تمام آنها بی حرمتی کردید و الان دارید دعوت به تعاملشان می کنید؟ آن وقت در تمام این بی توجهی ها در یک اقدام عجیب با یکی از برادرانی که به هر حال به خاطر توسعه ی صنعت خودش کلی وام بانکی گرفته و خود را بدهکار کرده، وقت می گذارید و عکس یادگاری می گیرد و در همان عکسها لبخندی می زنید که چون کارد به قلب تمامی “عاقلان” صنعت و بزرگانی که ۶ ماه تمام به آنها پاسخ ندادید می رود.

برادر، واقعا دوستانه عرض می کنم، بر روی کارنامه درخشان پیشین شما سایه سهمگین افتاده که هر روز عمود آفتابش زاویه می گیرد و آن سایه سهمگین تر می شود. به عنوان یکی از مدافعان شما در جوری که بر شما در دولتهای قبل رفت، و اقداماتی که انجام دادم، هر روز بیشتر متاثر و متاسف می شوم و شرمسار از کسانی که مدافعات مرا دیده و مقالاتم را در دفاع از شما خوانده اند. حیف بود و حیف است. خود دانید.

احمدعلی ساعت نیا

۰۷/۰۹/۱۳۹۴