پترون- ایران به عنوان اولین دارنده منابع گازی دنیا و چهارمین دارنده منابع نفت دنیا و از طرف دیگر قرارگیری در منطقه خاورمیانه و نزدیکی به بازارهای مصرف و در حال رشد، فرصتهای فراوانی را به منظور توسعه زنجیره ارزش نفت و گاز دارد.

«مایکل پورتر» در سال ۱۹۸۵ مفهوم زنجیره ارزش را ارائه نمود. به نوعی این مفهوم در یک بیان ساده به دنبال بهینه کردن کلیه فعالیتهای حاکم در یک سازمان و یا شرکت در جهت افزایش مزیت رقابتی است. پورتر را می توان از جمله مهمترین کسانی دانست که در فراگیر کردن مفهوم رقابت و استراتژیهای رقابتی نقش داشته است. پورتر مفاهیمی همچون زنجیره ارزش، مزیت رقابتی، پنج نیروی پورتر و گروههای استراتژیک را مطرح و مورد تحلیل قرار داده است. در تحلیل زنجیره ارزش به نوعی تمامی فعالیتهای یک شرکت که در ایجاد ارزش نهایی اثرگذار هستند در دو بخش فعالیتهای اصلی و فعالیتهای پشتیبانی تقسیم شده اند.

فعالیتهای اصلی شامل: ۱-تدارکات منابع تولید، ۲-عملیات تولید، ۳- تدارکات محصولات و خدمات، ۴- بازاریابی و فروش، ۵- خدمات پس از فروش.

و فعالیتهای پشتیبانی نیز عبارتند از: ۱-تامین زیرساخت های مورد نیاز، ۲-مدیریت منابع انسانی، ۳-توسعه فناوری، ۴-سیستم تامین (بعد نرم افزاری).

در واقع هر شرکتی به منظور کاهش هزینه های خود و نتیجتا افزایش حاشیه سود و کسب مزیت رقابتی باید بتواند هر دو فعالیتهای فوق را به خوبی سازماندهی و هدایت نماید. در لایه های مختلف زنجیره ارزش صنعت نفت و گاز کشور چه در بعد ملی و چه در بعد بنگاهی مفاهیم فوق به خوبی مورد توجه قرار نگرفته است به همین منظور خیلی از مجتمع های پالایشی و پتروشیمیایی و همچنین رشته صنعتهای موجود در صنایع تکمیلی مرتبط با نفت و گاز قدرت ایجاد مزیت رقابتی جهت رقابت با کالاهای وارداتی و یا صادرت نداشته باشند. هر چند محیط کسب و کار نیز از حیث ساختاری، قانونی و رفتاری از یک محیط ایده آل فاصله دارد و این مشکلات نیز به کاهش بهره وری بنگاهها کمک می کند.

احیای بازارهای سنتی ایران و حضور در بازارهای جدید و منطقی نفت خام و گاز طبیعی بدون تردید باید یک اولویت مهم صنعت نفت ایران در پساتحریم قرار گیرد. در همین زمینه البته باید به این نکته توجه کرد که همزمان با کاهش نقش نفت خام در اقتصادهای بزرگ جهان و پررنگ تر شدن نقش گاز طبیعی به دلیل ملاحظات اقتصادی و زیست محیطی، ایران قادر است با بهره گیری از ظرفیتهای عظیم بخش تولید گاز خود، ساختار جدید مشتریان انرژی خود را بر مبنای سبدی از نفت خام و گاز طبیعی تنظیم نماید و با این راهبرد برای بیست سال آینده اقتصاد ملی ایران نیز ضمانتهایی ارزشمند کسب کند. در همین حوزه اما به نظر می‌رسد باید روش و استراتژی کلان صنعت نفت در زمینه زنجیره ارزش صادرات نفت خام و گاز طبیعی نیز تغییر کند. تاکنون شرکت ملی نفت ایران بازاریابی و صادرات نفت خام یا گاز طبیعی را به عنوان اصلی ترین وظیفه فعالیتهای بین‌المللی خود تلقی می‌کرد در حالیکه در شرکتهای هم وزن و رقیب شرکت ملی نفت ایران شکل دهی به زنجیره ارزش(VALUE CHAIN) جزو اولویتهای سیاست خارجی نفتی آنهاست. برای خروج از وضعیت آسیب پذیر تحریم یا شرایط مشابه آن، باید کانونهای ایجاد ارزش افزوده نفت و گاز ایران را به چهارگوشه جهان منتقل کرد، ایجاد مشارکتهای اقتصادی و تجاری برای تاسیس پالایشگاههای تولید سوخت و نیروگاههای تولید برق در مناطق مستعد جهان به ویژه در حوزه اقتصادهای نوظهور آفریقای جنوبی، ترکیه و برزیل و تامین هیدروکربور مورد نیاز این واحدها از سوی شرکت ملی نفت ایران با هدف تسخیر بازارهای جدید در زمینه فرآورده‌های نفتی و انرژی برق می‌تواند در کوتاه مدت نیز ساختار بازرگانی و زنجیره ارزش نفت و گاز ایران را به سود کشور تغییر دهد.

تکمیل زنجیره ارزش صنعت نفت و گاز در جهت افزایش ارزش افزوده و جلوگیری از خام فروشی یکی از اصولی است که مقام معظم رهبری برای سرازیر کردن درآمدهای نفتی به سمت تولید داخلی در سیاست های کلی برنامه ششم توسعه مورد تاکید قرار داده اند. توسعه یکنواخت و پایدار زنجیره ارزش نفت و گاز، مستلزم گره خوردن سیاستهای توسعه ای صنعت پالایش و پتروشیمی است. به نظر می رسد طی سالهای گذشته نقشه راه توسعه صنعت پالایش نفت و صنعت پتروشیمی از یکدیگر مستقل بوده اند و صنعت پالایش صرفا متولی تولید و عرضه سوخت در کشور بوده است این در حالیست که صنعت پالایش می تواند به عنوان تامین کننده و حتی تولیدکننده مواد با ارزش میانی جهت تبدیل به صدها محصول در صنعت پتروشیمیایی باشد. لذا نیاز است نهادهای ذیربط از جمله وزارت نفت، صنعت، نیرو طرح جامع زنجیره ارزش صنایع نفت، گاز، پالایش و پتروشیمی، برنامه ریزی و اقدامات لازم را به منظور گره خوردن سیاستهای توسعه ای این صنایع را در دستور کار خود قرار دهند، اقدامی که به عنوان حلقه مفقوده بیش از هرچیز ضروری می نماید.

منبع (+)